فخر الدين الرازي
مقدمه 38
منطق الملخص
در الموجز الكبير ، شفا ونجات نشان دادهاند ، تصديق حكم به اعتبار صدق آن است ومراد از آن ، اقرار نفس به معناى قضية واذعان به آن است . به همين جهت است كه جلال الدين دوانى ( 876 - 908 ) در حل معماى « كل كلامي كاذب » از برخى فاضلان نقل مىكند : مدلول خبر صدق آن است ( نهاية الكلام ، 122 ) . بنا به تفسير فخر رازي ، تصديق مجموع تصورات سهگانه وحكم است وبنا به رأى ارموى در مطالع ، تصديق عبارت از تصور همراه با حكم است . به گونهاى كه تصور به شرط حكم تصديق خوانده مىشود . ( رازي ، رسالة في التصور والتصديق ، 96 - 106 ) . متأخران بر نظريهء « تصديق همان حكم است » تأكيد مىكنند وبر خلاف تحليل قطب رازي ، ديدگاه شيخ را همان ديدگاه نخست مىدانند . به اعتقاد آنها از سخن شيخ در شفا ( مدخل ، ص 17 ) مىتوان استنباط كرد : تصديق كه همان حكم است ، عبارت از علم به مطابقت نسبت تام خبري با واقع است ( نهاية الكلام ، 122 ) . اختلاف در بساطت وتركب تصديق ، آثار منطقي فراوانى دارد . همانگونه كه ابن كمونة ، با الهام از فخر رازي ، اشاره مىكند : اگر تصديق مركب از تصورات سهگانه وحكم باشد ، در اين صورت تصديق نمىتواند بديهي باشد ؛ مگر اينكه تصورات آن هم بديهي باشند ( التنقيحات ، ص 9 ) . به تعبير خوارزمي بداهت تصديق بر مبناى فخر رازي به بداهت مجموع اجزاى آن است : « مجموع بديهي نيست مگر به بداهت هر يك از اجزاء » . به همين دليل است كه فخر در آثار فلسفي وكلامي خود از طريق بداهت تصديق بر بداهت تصورات استدلال مىكند . ( لوائح الافكار ، برگ 10 ) .